تبلیغات
دهكده عشق - كاش می شد باردیگر سرنوشت از سر نوشت













كاش می شد باردیگر سرنوشت از سر نوشت

با سیم ناز مژهات یه عمر گیتار میزنم/نگاهتو كوك نكنی من خودمو دار میزنم/چشات اگه رو پنجره طرح ستاره نزنن/دست خودم نیست دلمو به درو دیوار میزنم

 آغوش پاركینگی است كه جریمه ندارد . . . . بوسه تصادفی است كه خسارت ندارد . . . . . . . . چیه دنبالم راه افتادی؟

 كاش می شد باردیگر سرنوشت از سر نوشت كاش می شد هر چه هست بر دفتر خوبی نوشت كاش می شد از قلمهایی كه بر عالم رواست با محبت, با وفا, با مهربانیها نوشت كاش می شد اشتباه هرگز نبودش در جهان داستان زندگانی بی غلط حتی نوشت كاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود كاین همه ای كاشها بر دفتر دلها نوشت

 زندگی مثل یه دیكته اس هی می نویسیم، هی غلط می نویسیم، هی پاك می كنیم دوباره هی می نویسیم، هی پاك می كنیم غافل از اینكه عزرائیل داد میزنه: برگه ها بالا

می گویند ؛ چون بگذشت روزی بگذرد هرچیز با آن روز باز می گویند ؛ خوابی هست كار زندگانی زان نباید یاد كردن.... خاطر خود را بی سبب ناشاد كردن!

 فراموش كن آنچه را كه نمی توانی به دست بیاوری و بدست آور آنچه را كه نمیتوانی فراموش كنی

 آنگاه كه ضربه های تیشه زندگی را بر ریشه آرزوهایت حس می كنی، به خاطر بیاور كه زیبایی شهاب ها از شكستن قلب ستارگان است

سكوتم را به باران هدیه كردم/ تمام زندگی را گریه كردم/ نبودی در فراق شانه‌هایت / به هر خاكی رسیدم تكیه كردم.

 بی تو مهتاب شبی باز ازآن كوچه گذشتم/همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم/شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم/شدم آن عاشق دیوانه كه بودم

فرقی نمی‌كند گودال آبی كوچك باشی یا دریای بیكران ، زلال كه باشی آسمان در توست

اگه یه روز بغض گلوت رو فشرد ؛ ...خبرم كن ... بهت قول نمیدم كه میخندونمت .ولی می تونم باهات گریه كنم ...اگه یه روز خواستی در بری ...حتماً خبرم كن ،قول نمیدم كه ازت بخوام وایسی .اما می تونم باهات بیام ...اما اگه یه روز سراغم رو گرفتی ...و خبری نشد ...سریع به دیدنم بیا ...احتمالاً بهت احتیاج دارم

شب را دوست دارم! چون دیگر رهگذری از كوچه پس كو چه های شهرم نمی گذرد تا سر گردانی مرا ببیند . چون انتها را نمی بینم .تا برای رسیدن به آن اشتیاقی نداشته باشم شب را دوست دارم چون دیگر هیچ عابری از دور اشك های یخ زده ام را در گوشه ی چشمان بی فروغم نمی بیند شب را دوست دارم : چرا كه اولین بار تو را در شب یافتم از شب می ترسم : تو را در شب از دست دادم. از شب متنفرم ، به اندازه ی تمام عشق های دروغین با آفتاب قهرم چرا شبها به دیدارم نمی آید؟

آبی تر از آنیم كه بی رنگ بمیریم/ از شیشه نبودیم كه با سنگ بمیریم/ تقصیر كسی نیست كه این گونه غریبیم/ شاید كه خدا خواست كه دلتنگ بمیریم 



نوشته شده در  ساعت 09:10 ق.ظ توسط غزل و نازنین پیام ( ) | مطالب مرتبط ( عمومی ) , | لینک ثابت


This Template Created by love , Copyright © 2006 all rights reserved